نامجانس

مترادف‌ها

ناهمگون، ناهمسان، غیرمتجانس

متضادها

همگن، متجانس، یکسان

لغت نامه دهخدا

نامجانس. [ م ُ ن ِ ] ( ص مرکب ) ناموافق. ناهمجنس. نامأنوس. مقابل مجانس. رجوع به مجانس شود.

جمله سازی با نامجانس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترکیب نامجانس مواد موجود در این بافت زمین نشان می‌دهد که فرآیندهای زمین‌شناسی پیچیده‌ای در این منطقه رخ داده است که لایه‌های متفاوت ایجاد کرده.

💡 رشد نامجانس و غیریکنواخت گیاهان در این باغچه به دلیل عدم توزیع مناسب آب و مواد مغذی، نیاز به بررسی دقیق و اصلاح دارد.

💡 جامعه‌ای که دارای لایه‌های نامجانس از نظر فرهنگی باشد، معمولاً با چالش‌های جدی در زمینه انسجام اجتماعی و ثبات سیاسی روبرو خواهد شد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران