نا گزاردنی
متضادها
گذاردنی
لغت نامه دهخدا
ناگزاردنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل گزاردن و تأدیه نیست. که اداکردنی نیست. مقابل گزاردنی.
فرهنگ فارسی
که قابل گزاردن و تادیه نیست
گذاردنی
ناگزاردنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل گزاردن و تأدیه نیست. که اداکردنی نیست. مقابل گزاردنی.
که قابل گزاردن و تادیه نیست