«موچل» واژهای قدیمی در زبان فارسی است که به حالت دست یا عضو بدن اشاره دارد که قدرت حرکت یا حس خود را از دست داده باشد. این کلمه به معنای فلج، بیحرکت و سست است و معمولاً برای توصیف ضعف یا ناتوانی دست به کار میرود. «موچل» میتواند هم در معنای پزشکی و هم در معنای ادبی و استعاری استفاده شود، به ویژه برای بیان ضعف یا ناتوانی جسمانی. این واژه در متون کهن و لغتنامههای قدیمی به عنوان صفتی برای توصیف اعضای بدن ذکر شده است. «موچل» علاوه بر بیحرکت بودن، گاهی شامل حالت بیحسی و نداشتن توانایی عملکرد نیز میشود. کاربرد آن در ادبیات کلاسیک به نویسنده یا شاعر امکان میدهد تا ضعف جسمانی یا تأثیرات بیماری را به صورت واضح توصیف کند. این واژه کمتر در زبان محاورهای امروز شنیده میشود و بیشتر در متون ادبی، تاریخی و پزشکی قدیمی کاربرد دارد.
موچل
لغت نامه دهخدا
موچل. [ چ ُ ] ( ص ) آنکه دستش شل باشد. لس.
فرهنگ معین
(چُ ) (ص. ) آن که دستش شل باشد.
ویکی واژه
آن که دستش شل باشد.