لغت نامه دهخدا
( معاجزة ) معاجزة. [ م ُ ج َ زَ ] ( ع مص )بر کسی پیشی گرفتن در کاری. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). بر کسی پیشی گرفتن. ( ترجمان القرآن ) ( از اقرب الموارد ). با همدیگر نبرد کردن در سبقت و پیشی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مبادرت کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || رفتن کسی چنانکه نتوان به وی رسیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || میل کردن به سوی چیزی و گویند عاجز الی ثقة؛ ای مال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کار خویش به یک بار با کسی گذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( المصادر زوزنی ) ( یادداشت ایضاً ).