لغت نامه دهخدا
مضاهات. [ م ُ ] ( ع مص ) به چیزی مانند شدن. ( آنندراج ) ( غیاث ). شباهت به دیگری داشتن. ( ناظم الاطباء ): کس را از افاضل جهان مایه و پایه مضاهات و مباهات او نبود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 284 ). رجوع به ماده بعد شود.
مضاهاة. [ م ُ ] ( ع مص ) ( از «ض هَ ی » ) با کسی یا با چیزی مانندگی کردن. ( زوزنی ) ( یادداشت مؤلف ) ( دهار ). مانندی کردن با کسی یا چیزی.( تاج المصادر بیهقی ). مانستن با او و مانند گشتن وی را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شبیه گشتن و مانند شدن و کار کردن مانند کار کسی. ( ناظم الاطباء ).