مزجاجی

مترادف‌ها

شیشه‌ای

لغت نامه دهخدا

مزجاجی. [ ] ( اِخ ) احمدبن علی مزجاجی، ملقب به شهاب الدین، کنیتش ابوالعباس، حنفی المذهب، از اکابر عرفا و صوفیه میباشد حدیث و کلام وفقه و اصول را از ابن البدیع و دیگر اجله فرا گرفت و کراماتی بدو منسوب دارند. در جمادی الاولی سال 960 هَ. ق. در سن 67 سالگی درگذشت. ( از ریحانة الادب ).

جمله سازی با مزجاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این ساختمان مدرن با استفاده از پنجره‌های بزرگ مزجاجی طراحی شده است تا نور طبیعی خورشید به طور حداکثری به داخل اتاق‌ها هدایت شود.

💡 در نمایشگاه صنایع دستی، اشیاء مزجاجی بسیار ظریفی که با دقت بالا ساخته شده بودند، توجه بسیاری از بازدیدکنندگان و هنردوستان را به خود جلب کردند.

💡 در آزمایشگاه‌های پیشرفته شیمی، از ظروف مزجاجی بسیار مقاوم در برابر حرارت استفاده می‌شود تا واکنش‌های شیمیایی در شرایط کنترل‌شده و ایمن انجام شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران