مأوی ساختن

مترادف‌ها

پناه دادن، مسکن گزیدن

متضادها

رها کردن، بی‌خانمان کردن

لغت نامه دهخدا

مأوی ساختن. [ م َءْ وا / وی ت َ ] ( مص مرکب ) مأوی کردن. اقامت کردن. جای گرفتن:
صد چو ناصر سبوکشان دیدم
بر در دیر ساخته مأوی.( منسوب به ناصرخسرو ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران