لغت نامه دهخدا
لم سر. [ ل َم ْ م َ س َ ] ( اِخ ) ظاهراً همان لمبه سر باشد که قلعتی است به رودبار قزوین از قلاع اسماعیلیه: و پادشاه در لم سر که مشتاة آن حدود بوده مقام فرمود. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به لمبه سر شود.
لم سر. [ ل َم ْ م َ س َ ] ( اِخ ) ظاهراً همان لمبه سر باشد که قلعتی است به رودبار قزوین از قلاع اسماعیلیه: و پادشاه در لم سر که مشتاة آن حدود بوده مقام فرمود. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به لمبه سر شود.
ظاهرا همان لمبه سر باشد که قلعتی است برودبار قزوین از قلاع اسماعیلیه.
یکی از قلاع اسماعیلیه که آنرا کیابزرگ امید جانشین حسن صباح در ساحل رودبار الموت ( قزوین ) در دامنه کوههای البرز ساخت.