طمأنه

مترادف‌ها

آرامش، سکون، طمأنینه

متضادها

اضطراب، بی‌قراری، هیجان، پریشانی، تلاطم

لغت نامه دهخدا

( طمأنة ) طمأنة. [ طَ ءَ ن َ ] ( ع مص ) فروداشتن. ( زوزنی ): طمأن ظهره؛ پست و برابر نمود پشت را. || طمأن من الامر؛ آرامید از کار. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با طمأنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن سیاستمدار با تمام طمأنه و تکبری که داشت، وارد سالن کنفرانس شد و انتظار داشت که همه حاضران با احترام و تعظیم از او استقبال کنند.

💡 برخلاف آنچه در رسانه‌ها نشان داده می‌شد، آن ثروتمند جدید هیچ طمأنه یا خودنمایی خاصی در برخورد با مردم عادی نداشت و بسیار فروتن بود.

💡 نباید اجازه داد که طمأنه و تظاهر در رفتارهای اجتماعی ما جایگزین صداقت و تواضع شود، زیرا این ویژگی‌ها باعث از بین رفتن اعتماد دیگران می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران