شجیرات
مترادفها
گیاهان، بوتهها، درختچهها
لغت نامه دهخدا
شجیرات. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رغیوه بخش رامهرمز شهرستان اهواز. دارای 200 تن سکنه. آب آن از چاه و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
جمله سازی با شجیرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در باغهای گیاهشناسی مدرن، کاشت شجیرات متنوع با رنگهای مختلف میتواند جلوهای بسیار زیبا و چشمنواز به فضای سبز و محیط پیرامون ببخشد.
💡 متخصصان علوم محیطه معتقدند که پوشش گیاهی شامل شجیرات و درختان کوچک، نقش مهمی در جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ اکوسیستم محلی دارد.
💡 با گذشت زمان، شجیرات موجود در حاشیه جادههای کوهستانی به گونهای رشد کردند که مسیر عبور از میان آنها برای عابران دشوار شده بود.