لغت نامه دهخدا
ساق منجه. [ ق ِ م َ ج ِ ] ( هندی، ترکیب اضافی، اِ مرکب ) منجه چارپای که در هندوستان بر آن دراز کشند و آن را پلنگ نیز گویند. و این هر دو لفظ هندی الاصل اند زیرا که در ایران و توران نبود و بعضی گویند که در حالا بعض جاها رواج یافته. و لفظ منجه هندی پنجابی است، و ساق منجه عبارت است از دو چوب کلان از چهار چوب آن. ( آنندراج از بهار عجم ):
شودبه هند چو خراط چرخ بر سرکار
ز چوب خشک تنم ساق منجه میخواهد.ملاطغرا ( از آنندراج ) ( بهارعجم ).رجوع به ساق شود.