خشیاء
مترادفها
خشکی، بیابان
لغت نامه دهخدا
خشیاء. [ خ َش ْ ] ( ع ص ) مونث خشیان؛ زن هراسان و ترسان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ). || سخت و درشت و خشک. ( آنندراج ).
خشکی، بیابان
خشیاء. [ خ َش ْ ] ( ع ص ) مونث خشیان؛ زن هراسان و ترسان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ). || سخت و درشت و خشک. ( آنندراج ).