بریئه
مترادفها
بیگناه، بی تقصیر
متضادها
گناهکار، مقصر
لغت نامه دهخدا
( بریئة ) بریئة. [ ب َ ءَ ] ( ع ص ) تأنیث بَری ٔ. ج، بَریات، بَرایا. ( از اقرب الموارد ). رجوع به بری شود.
بیگناه، بی تقصیر
گناهکار، مقصر
( بریئة ) بریئة. [ ب َ ءَ ] ( ع ص ) تأنیث بَری ٔ. ج، بَریات، بَرایا. ( از اقرب الموارد ). رجوع به بری شود.