بجودات
مترادفها
بخشندگی، سخاوتمندی، کرم
متضادها
بخل، نقص، پستی
لغت نامه دهخدا
بجودات. [ ب ُ ] ( اِخ ) چند موضع است به دیار بنی سعد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بخشندگی، سخاوتمندی، کرم
بخل، نقص، پستی
بجودات. [ ب ُ ] ( اِخ ) چند موضع است به دیار بنی سعد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).