لغت نامه دهخدا
نیم شفاف. [ ش َف ْ فا ] ( ص مرکب ) جسمی که نور از آن عبور می کند اما اشیاء ماوراء آن به وضوح و روشنی دیده نمی شود.
نیم شفاف. [ ش َف ْ فا ] ( ص مرکب ) جسمی که نور از آن عبور می کند اما اشیاء ماوراء آن به وضوح و روشنی دیده نمی شود.
جسمی که نور از آن عبور می کند اما اشیائ ماورائ آن بوضوح و روشن دیده نمی شود.
{translucidus} [علوم جَوّ] ابری با تکه یا برگه یا لایۀ گسترده که بخش بیشتری از آن چنان است که مکان خورشید یا ماه از پشت آن پیداست؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازکومه ای و فرازپوشنی و پوشن کومه ای و پوشنی می آید
نیم شفاف ابری است با تکه یا برگه یا لایه گسترده، که بخش بیشتری از آن چنان است که مکان خورشید یا ماه از پشت آن پیداست؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازکومه ای و فرازپوشنی و پوشن کومه ای و پوشنی می آید.
💡 لنف همچنین به معنی دستگاه لنفاوی که بخشی از دستگاه ایمنی به حساب میآید است. دستگاه لنفاوی شبکهای از رگهای لنفی است که این مایع شفاف (لنف) را منتقل میکنند. این دستگاه شامل بافت لنفاوی و رگهای لنفاوی است که مایع لنف در آنها در مسیری یکطرفه به سوی قلب جریان پیدا میکند.
💡 حتی از زمان جمع شدن شوروی تعداد خاصی از مردم برای دوره شوروی و ارزشهای آن ابراز اشتیاق میکنند. سطح نوستالژی در سراسر جماهیر سابق متفاوت است. برای مثال، گروه خاصی ممکن است تجربه شوروی و پس از آن را در زندگی شان ترکیب کنند.[نیازمند شفافسازی]
💡 باکالیتهای تکرنگ در تقریباً ۱۰۰ رنگ متفاوت تولید میشوند. باکالیتها را میتوان با ترکیبی از این رنگها و به صورت کدر، نیمشفاف یا شفاف ساخت.
💡 در این مورد، چیزی که قرار است نمایش داده شود، شفاف نیست و ممکن است چیزهائی مثل عکس سیاه و سفید یا رنگی، کتاب یا حتی شیٔ جامدی نظیر تکه چوب یا سنگ باشد.
💡 الف) دولت ایران تصمیم گرفتهاست که با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کامل نماید تا به الزامات و پرسشهای باقیمانده آژانس، به صورت شفاف بپردازد و آنها را حل و فصل نموده و هرگونه قصور احتمالی را در چارچوب آژانس روشن نموده و اصلاح کند.