شست گشودن

لغت نامه دهخدا

شست گشودن. [ ش َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) شست گشادن. تیراندازی کردن:
نتوان شست به هر صید گشودن صائب
ورنه در ترکش ما آه سحر بسیار است.صائب تبریزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

شست گشادن تیر اندازی کردن

جمله سازی با شست گشودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال 1943 متفقين با حمله به سيسيل اقدام به گشودن جبهه دو مى كردند. اين نيروهاپس از سرنگونى موسولينى در ژانويه 1944 در بندر (گنزيو) در نزديكى رمپياده شدند.

💡 برآن شاید گشودن چشمه معنی که چون بروی فشانی قطره ذوق افکند در قعر عمانش

💡 آنگاه رسول اكرم (ص )، على بن ابيطالب را طلبيد و او را ماءمور گشودن قلعه فرمود.على با نهايت سرور براى فداكارى در راه عقيده خود، روان گشت.

💡 به همت هر که بتوان گشودن کار عالم را گذارد دست اگر بر روی یکدیگر روا باشد

💡 با گشودن اين راه، الگويى زنده در برابر است اسلامى نهاد و جريان تازه اى دردنياى اسلام پديده آورده كه احياى دوباره هويت اسلامى در ميان مسلمانان، اولينمحصول مبارك آن بود.

💡 چون گره تر شد، به آسانی گشودن مشکل است باده هیهات است بگشاید دلِ ناشاد را

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز