لغت نامه دهخدا
جرعه بخشیدن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) جرعه دادن:
من بدانم کزلب لعل تو یابم کام خویش
خوشدلم گر جرعه ای بخشی مرا از کام خویش فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
جرعه بخشیدن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) جرعه دادن:
من بدانم کزلب لعل تو یابم کام خویش
خوشدلم گر جرعه ای بخشی مرا از کام خویش فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
جرعه دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بررسیهای اخیر، سازوکارهای این فرایندهای دگرگشتی مشخص نشدهاست و اعتقاد به اصالت حیات به زندگی بخشیدن به بافتهای زنده معتقد است.
💡 این ماموریتها در سالهای دهه ۶۰ میلادی، و قبل از پروژه آپولو به وقوع پیوستند، و هدفشان ارتقا بخشیدن و بهینه سازی دانش و تکنیکهای انتقالات مداری بود.
💡 کاهش مهلت زمانی از ۳۰ ثانیه به ۱۵ ثانیه ( در حالی که تعداد میزبانهای از قبل آلوده شده تغییر نکرده و همان ۵ عدد است ) موجب سرعت بخشیدن به انتشار کرم میشود.
💡 آنها سفیران کمک رسانی به "وزارت آموزش و پرورش" و "علم و تکنولوژی کره جنوبی " برای بهبود بخشیدن به ساختن مدارسی بدون خشونت و زورگیری و فرهنگ آنلاین جوانان بودند.
💡 ز بخشیدن چه عجز آید نگارندهٔ دو گیتی را که نقش از گوهران دانی و بخش اختران بینی
💡 تو اندر وقتِ بخشیدن جهانی مختصر داری جهان از روی بخشیدن ترا هم مختصر دارد