اشک اتشناک

لغت نامه دهخدا

( اشک آتشناک ) اشک آتشناک. [ اَ ک ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک گرم. ( آنندراج ). اشک آتشین.اشک جگرسوز. رجوع به اشک آتشین و اشک جگرسوز شود.

فرهنگ فارسی

( اشک آتشناک ) اشک گرم اشک آتشین اشک جگر سوز

جمله سازی با اشک اتشناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به قهرمانانی بدون اشک اشاره کرد.

💡 خواب را صائب چو اشک از چشم من افکنده است بس که کرده است از خیال خود مرا مفتون سخن

💡 ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند گریه ای سوزانتر از اشک کبابم داده اند

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به مبارزه در دره، عشق و اشک‌ها اشاره کرد.

💡 اساس شهر و کو، از اشک پرشورم خطر دارد به هامون می فشانم، گریهٔ مستانهٔ خود را