لغت نامه دهخدا
اره زبان. [ اَرْ رَ / رِ زَ ] ( ص مرکب ) تیززبان. ( مؤید الفضلاء ). زبان دراز. ( آنندراج ). مردم تند و تیز گوینده. || چغلخور. ساعی. بهتان گوی. ( آنندراج ).
اره زبان. [ اَرْ رَ / رِ زَ ] ( ص مرکب ) تیززبان. ( مؤید الفضلاء ). زبان دراز. ( آنندراج ). مردم تند و تیز گوینده. || چغلخور. ساعی. بهتان گوی. ( آنندراج ).
( صفت ) ۱ - تیز زبان زبان دراز تند و تیز گوینده. ۲ - بهتان گوی.
💡 زبان اشاره فیلیپینی زبان اشارهای است که توسط ناشنوایان و کم شنوایان در فیلیپین استفاده میشود.
💡 زبان عجز بگشاید که ای شاه جفا پیشه کز استیلا کمین بر صید و خود صیاد بگشاید
💡 زبان برق بی زنهار را وا می کنی بر خود مکن زنهار دور از خرمن خود خوشه چینان را
💡 ایرانیان تا به امروز به همه زبانهای مهم ترجمه شده و بارها در تماشاخانههای غرب اجرا شدهاست.
💡 در علم رایانه، قواعد دستور زبان به نوعی دستور زبان رسمی گفته میشود که قواعد یک زبان را توصیف میکند.
💡 ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم برو ارزانی او باد این لطف زبانی هم