لغت نامه دهخدا
کیسو. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) به معنی کیسرگونه است، و آن دوایی باشد که به عربی جعدگویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به کیسرگونه شود.
کیسو. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) به معنی کیسرگونه است، و آن دوایی باشد که به عربی جعدگویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به کیسرگونه شود.
به معنی کیسر گونه است و آن دوایی باشد که به عربی جعد گویند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمده آب زراعی و شرب روستا از دو چشمه تنگل و کیسو تأمین میشود که چشمه تنگل نقش مهمتری را ایفا میکند.
💡 در زبان ژاپنی کیسو نامیده میشود و یکی از عناصر سوشی است.
💡 ارتش امپراتوری در کنار رود کیسو مستقر شد و تفاوت قدرت نظامی بین آنها و ارتش شوگون آشکار بود. نبرد تنها در یک ماه به پایان رسید و شورش جوکیو با پیروزی قاطع ارتش شوگون به پایان رسید.
💡 رود کیسو رودی است به خلیج ایسه میریزد. این رود از کشور ژاپن میگذرد. طول آن ۲۲۹ کیلومتر (۱۴۲ مایل) است.
💡 چون مشک کیسوی تو بکافور شد بدل زین پس مگیر دامن خوبان مشک خط