نیکوحال

لغت نامه دهخدا

نیکوحال. ( ص مرکب ) سلامت. تندرست. ( ناظم الاطباء ). سرحال. || خوش حالت. ( ناظم الاطباء ). خوش وقت. خوشحال. ( فرهنگ فارسی معین ). سردماغ. || قوی حال. رجوع به نیکوحالی شود: عایش؛ مرد نیکوحال. جبر؛ نیکوحال شدن.استجبار؛ درست و نیکوحال گردیدن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

۱. خوشحال، خوش وقت.
۲. تندرست.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - سالم تندرست. ۲ - خوشحال خوشوقت.

جمله سازی با نیکوحال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌عبارت دیگر، دولت در آغاز کارش در حالت بادیه‌نشینی است و بادیه‌نشینی اقتضا می‌کند که دولت با مردمش به‌شیوهٔ مسامحه‌کاری و تعلل و فروتنی رفتار کند و اموالشان را ندزدد؛ و به‌علت نداشتن نازونعمت و عادات و رسوم تجملی نیازمندی‌هایش اندک است و خرجش زیاد نیست و، به‌همین سبب، درآمدهای خراج‌ستانی‌اش با هزینه‌ها برابری می‌کند و حتی گاهی درآمدها بیشتر از هزینه‌هاست؛ همین سنگین نبودن مالیات و بار محوله بر مردم باعث می‌شود مردم با شیفتگی و پشتکار به کوشش و فعالیت بپردازند و آبادانی به‌طور روزافزون توسعه یابد، زیرا در نتیجهٔ کمیِ باج و ناچیز بودن مقدار خراج نیکوحال می‌شوند و زندگی‌شان قرین بهبود و رفاه می‌گردد؛ قوی‌ترین موجب آبادانی و تولید ثروتْ تقلیل مالیات‌ها بر آبادکنندگان است، چه از این راه روح پشتکار و فعالیت برای آبادانی در مردم بیدار می‌شود زیرا ایشان یقین می‌کنند که از فعالیت عمرانی خود سود می‌برند.

💡 آنگاه، رعیت بهبود زندگی و نیکوحالی پیشین را از دست می‌دهد و از اشتیاق به آبادانی بازمی‌ایستد؛ زیرا وقتی میزان خراج‌گزاری خود را با مقدار بهره‌برداری و سود خود می‌سنجد و می‌بیند سود اندکی برمی‌دارد، ناامید می‌شود و از آبادانی دست می‌کشد و امیدش به تولید ثروت قطع می‌شود و فرجام ناسازگار همهٔ این‌ها عاید دولت می‌شود، زیرا سود آبادانی و تولید ثروت به آن بازمی‌گردد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز