شکس، واژهای است که در ادبیات و فرهنگ ایرانی بهمعنای شکست و ناکامی به کار میرود. این واژه در زندگی روزمره ما نیز به وفور شنیده میشود و نشاندهندهی تجربیات تلخی است که هر انسانی ممکن است با آن مواجه شود. میتواند در زمینههای مختلفی از جمله روابط شخصی، شغلی و حتی تحصیلی رخ دهد. زمانی که فردی در دستیابی به اهداف خود ناکام میماند، احساس ناامیدی و شکست بر او غالب میشود. اما باید به یاد داشت که این مفهوم تنها یک پایان نیست، بلکه میتواند بهعنوان فرصتی برای یادگیری و رشد مورد استفاده قرار گیرد. انسانها با این تجربه میآموزند که چگونه با چالشها روبهرو شوند و از آنها برای تقویت خود استفاده کنند. به این ترتیب، نهتنها یک علامت منفی نیست، بلکه میتواند ابزاری برای پیشرفت و توسعهی فردی به شمار آید. در نهایت، برخورد مثبت با شکس میتواند به شکلگیری ارادهای قوی و ساختاری پایدار در زندگی هر فرد کمک کند.
شکس
لغت نامه دهخدا
شکس. [ ش َ ک ِ ] ( ع ص ) مرد دشوارخوی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرد تندخو. ( از اقرب الموارد ).بدخوی. دشوارخوی. سرکش. نافرمان بر. شَرِس. سخت. صعب. عسر ( در اخلاق ). دندان گرد ( در معاملات ). ( یادداشت مؤلف ). || مرد بخیل. ج، شُکْس. ( منتهی الارب ). بخیل. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
شکس. [ ش ُ ] ( ع ص ) ج ِ شَکْس. یقال: رجل شکس و رجال شکس، کما یقال رجل صدق و آدم صدق. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ شَکِس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شَکِس شود.
شکس. [ ش َ ک ُ ] ( ع ص ) مرد دشوارخوی. || بخیل. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شَکِس شود.
فرهنگ فارسی
مرد دشوار خوی یا بخیل.
دانشنامه اسلامی
تکرار در قرآن: ۱(بار)