کبوتر اسا

لغت نامه دهخدا

( کبوترآسا ) کبوترآسا. [ ک َ ت َ ] ( ص مرکب ) کبوتروار. چون کبوتر. مانند کبوتر:
دارم دلکی کبوترآسا
پیش تو کنم به عید قربان.خاقانی.رجوع به کبوتروار شود.

فرهنگ فارسی

( کبوتر آسا ) کبوتر وار

جمله سازی با کبوتر اسا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بطوف کعبه ی اسلام تا چو اهل صفا کبوتران حریم حرم کنند مقام

💡 مسکین کبوتری چو دلم نیست در جهان افتاده از فراق تو در چنگ شاهباز

💡 گفت: « ازین تو غم مخور، ایمن و شادمان بپر زانک رفیق امن شد جان کبوتر حرم

💡 اپسیلون کبوتر یک ستاره است که در صورت فلکی کبوتر قرار دارد.

💡 به کسی هر نفس الفت نتوان کرد ای دل چون کبوتر منشین بر لب بام همه کس