کالبد شناس

فرهنگ عمید

متخصص تشریح، متخصص کالبدشناسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه به تشریح عملی معرفت دارد عالم کالبد شناسی.

فرهنگستان زبان و ادب

{anatomist} [پزشکی] متخصص کالبدشناسی

جمله سازی با کالبد شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۳۶۸/۰۴/۰۳ شهر قدس از رشد روستای قلعه‌حسن‌خان و ادغام آن با نقاط دیگری مانند سرخ حصار، کاووسیه و شهرک بهشتی (قدس) به وجود آمده است. از این‌رو می‌توان دو دوره متمایز را برای تحول کالبدی شهر متصور گردید:

💡 خودآگاه مرلین به کالبد دنیل جکسن اندر می‌شود و وی شروع به ساخت سانگرال می‌کند.

💡 مردن من بین که چون شب بازگشتم از درت کالبد باز آمد و جان بر سر کویت بماند

💡 در این یشت کالبد اهورامزدا به سان خورشید نمودار شده‌است و خورشید زیباترین پیکر را در میان آفریدگان دارد:

💡 اگر می نیستی، یکسر همه دل ها خرابستی اگر در کالبد جان را ندیدستی، شرابستی

💡 گویی کدام؟ روح که در کالبد دمید یا عقل ارجمند که با روح یار کرد