لغت نامه دهخدا
چشمه غربال. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هر یک از سوراخهای غربال. و رجوع به چشمه شود.
چشمه غربال. [ چ َ / چ ِ م َ / م ِ ی ِ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هر یک از سوراخهای غربال. و رجوع به چشمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با تهی چشمان چه سازد نعمتِ روی زمین؟ سیری از خرمن نباشد دیدهٔ غربال را
💡 چون تو یکتا گوهری گم کرده، میگردد از آن آسمان غربال در کف روز و شب گرد زمین!
💡 خواهی که بیابی دل گم کرده، عراقی؟ خاک در میخانه به غربال فرو بیز
💡 درهم ماه است حاصل در کف و دینار مهر عمرها شد خاک میبیزیم ازین غربالها