لغت نامه دهخدا
چارسرباز. [ س َ ] ( اِ مرکب ) اصطلاحی در بازی آس و اصطلاحی در بازی ورق. چار سرباز در قمار آس. چارصورت سرباز در ورق بازی. چار سرباز در بازی پاسور چار ورق که بر هر یک صورتی بنام سرباز نقش شده است.
چارسرباز. [ س َ ] ( اِ مرکب ) اصطلاحی در بازی آس و اصطلاحی در بازی ورق. چار سرباز در قمار آس. چارصورت سرباز در ورق بازی. چار سرباز در بازی پاسور چار ورق که بر هر یک صورتی بنام سرباز نقش شده است.
اصطلاحی در بازی آس ٠ اصطلاحی در بازی ورق چار سرباز در قمار آس ٠ چار صورت سرباز در ورق ٠ چار سرباز در بازی پاسور چار ورق که بر هر یک صورتی بنام سرباز نقش شده ٠
💡 امروز سربازان در خدمت امام عصر و زير بيرق قرآن كريم هستند
💡 با این همه ز سیل کلو گیر خوش تر است سربازی بریشم نا ساز راه را
💡 مرا کاینجا مرا با تست این راز که خواهم گشت از عشق تو سرباز
💡 نکرده است زیان هیچ کس ز سربازی ز گل برید چو شبنم به آفتاب رسید
💡 مدعی تا نکند فهم، که در نامه چه بود مطلبش فهم کن و، نامهٔ سرباز بیار
💡 جان نیست دریغ از تو اگر بر سر لطفی سربازی پروانه ز گرمی چراغ است