لغت نامه دهخدا
پیل شرم. [ ش َ ] ( ص مرکب ) کلان شرم ( زن ).
پیل شرم. [ ش َ ] ( ص مرکب ) کلان شرم ( زن ).
( صفت ) زنی که شرم بزرگ دارد زنی که آلت وی کلان باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام این شهر برای نخستین بار در منابع در سده سیزدهم میلادی به صورت پیلسوار آمده که اشاره به یکی از بزرگان خاندان آلبویه داشت که لقبش پیلسوار (سوار بزرگ) بود.
💡 گر پای نهد بر تو پیل، دانی کز پای تو چون مور در عذابست
💡 در ۴ نوامبر ۲۰۰۸، اوباما به عنوان رئیسجمهور و بایدن به عنوان معاون رئیسجمهور انتخاب شدند. اوباما و بایدن ۳۶۵ رأی الکترال به دست آوردند، درحالی که سهم مککین و پیلین ۱۷۳ رأی بود. ۵۳٪ آرای مردمی نیز به اوباما و بایدن تعلق داشت.
💡 پیل باید تا چو خسپد او ستان خواب بیند خطهٔ هندوستان
💡 همی آمد آشفته چون پیل مست به بازو کمان، گرز و خنجر به دست
💡 سال آمونیاک فرآوری شده (کلرید آمونیوم) الکترولیت در سلولهای پیل لکلانشه، پیشرو باتری خشک بود. یک میله کربن و یک میله یا استوانه از جنس روی الکترودها را تشکیل میدادند و سال آمونیاک الکترولیت آنها بود.