پلو پزی

لغت نامه دهخدا

پلوپزی. [ پ ُ ل َ / لُو پ َ ] ( حامص مرکب ) عمل پختن پلو. ساختن پلو. طبخ پلو. || ( اِ مرکب ) محلی که آنجا پلو پزند. پلوپزخانه.

فرهنگ فارسی

۱- عمل پلو پختن طبخ پلو. ۲- ( اسم ) پلوپز خانه

جمله سازی با پلو پزی

💡 مواد غذايى براى تاءمين خوراك اصلى تحصن كنندگان باگارى بهداخل سفارت حمل مى شد و هنگام ظهر و شب ديگ هاى پلو و خورش در سفارت طبخ مى شد. درنامه يكى از تحصن كنندگان در سفارت آمده است:

💡 اولین مرورگر وب/، وُرد واید وِب[الف] نام داشت که در سال ۱۹۹۰ و توسط تیم برنرز-لی خلق شد. سپس نیکولا پلو را به خدمت گرفت تا مرورگر لاین مود[ب] را بنویسد که صفحات وب را روی پایانه‌های دام[پ] نمایش می‌داد.

💡 در گلپایگان یک گیاه خود رو بنام غازیاغی در فصل بهار می‌روید که مردم از آن برای استفاده در آش یا پلو استفاده می‌کنند و در زبان محلی به آن پافغلاق (پا کلاغ) می‌گویند. این اسم برگرفته از شکل ظاهری گیاه است.منابع

💡 آلبالو پلو در طشت حمام  از مرحوم آية اله حاج آقا بزرگ تهرانى رحمة اله عليه (صاحب كتاب الذريعة )نقل شده است كه ايشان فرمود: در ايامى كه طفل بودم، مادربزرگ ((مادر پدر)) من ازدنيا رفت. بعد از مجلس ترحيم و گذشتن چند روز از فوت آن مرحومه.

💡 در گلپایگان یک گیاه خود رو بنام غازیاغی در فصل بهار می‌روید که مردم از آن برای استفاده در آش یا پلو استفاده می‌کنند و در زبان محلی به آن پافغلاق (پا کلاغ) می‌گویند. این اسم برگرفته از شکل ظاهری گیاه است.منابع

💡 پلو گوجه یا دمی گوجه‌فرنگی یکی از خوراک‌های ایرانی است که اساس آن بر استفاده از برنج است. طرز تهیه این غذا در دوره قاجار از ترکیه به ایران وارد شد.