فرهنگستان زبان و ادب
پارۀ آب سنگی
{reef patch} [اقیانوس شناسی] زائدۀ مرجانی منفردی که بر روی فلات هایی با عمق کمتر از هفتاد متر و اغلب در کولاب های خوست یا در آب سنگ های سدی تشکیل می شود
پارۀ آب سنگی
{reef patch} [اقیانوس شناسی] زائدۀ مرجانی منفردی که بر روی فلات هایی با عمق کمتر از هفتاد متر و اغلب در کولاب های خوست یا در آب سنگ های سدی تشکیل می شود
💡 پارۀ سنگ چه سنگ آرد خود نزد آن هیبت گردون فرسای
💡 دل که نکند عشق منشورش سِجِل پارۀ سنگ سیه باشد نه دل
💡 کسی حکایت کند که بمکّه بودم، درویشی را دیدم که بیرون آمد و طواف کرد و رقعۀ از جیب برآورد و در آنجا نگریست و برفت و چون روز دیگر بود همچنان کرد، چشم بر وی میداشتم بچند روز بیرون می آمد، بر آن حال، روزی طواف بکرد و بگریست و پارۀ فراتر شد و بیفتاد و جان تسلیم کرد من بنزدیک او شدم و آن رقعه را باز کردم، بر آنجا نبشته بود. وَاَصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَاِنَّکَ بِاَعْیُنِنا.
💡 اگر بسعی عصایی ز پارۀ سنگی روانه می شد آیی بصحن ها مونی
💡 پاره یی سیم شودحلقۀ فرج استر پارۀ دیگر از آن مهرسلیمان گردد
💡 پارۀ خون که در افتد زسر بینی کوه ازشعاع کرمش لعل بدخشان گردد