همیاری مجاورتی

مترادف‌ها

همکاری همسایگی، همکاری محلی

متضادها

بی‌همیاری

فرهنگستان زبان و ادب

{anchimeric assistance, neighbouring-group participation} [شیمی] سهیم شدن دو گروه همسایه در مرحلۀ تعیین کنندۀ سرعت واکنش

ویکی واژه

سهیم شدن دو گروه همسایه در مرحلۀ تعیین‏کنندۀ سرعت واکنش.

جمله سازی با همیاری مجاورتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این اسمارت‌فون همچنین دارای حسگرهای شتاب‌سنج و حسگر مجاورتی و قطب‌نما می‌باشد.

💡 حسگرهای مجاورتی دارای دو بخش هستند و زمانی که دو قسمت از هم دور می‌شوند سیگنالی فعال می‌شود.

💡 یک حسگر مجاورتی می‌تواند در سیستم‌های امنیتی نیز مورد استفاده قرار گیرد، مثلاً زمانی که یک پنجره باز می‌شود سیستم اخطار آن فعال شود.

💡 زیر گروه آندولوزیت، استارولیت، کیانیت و سیلیماینت شیست معمولاً در مجاورت گرانیت‌های گنیسی ظاهر می‌گردند و احتمالاً تحت تأثیر دگرگونی مجاورتی هستند..

💡 تقویت روحیه همیاری مجاورتی در محله‌های مسکونی می‌تواند منجر به افزایش امنیت و ایجاد فضایی صمیمی و دوستانه میان تمام ساکنان آن منطقه شود.

💡 برنامه‌های اجتماعی دولتی اغلب با هدف گسترش همیاری مجاورتی و حمایت از افراد آسیب‌پذیر در سطح محله‌های کوچک طراحی و اجرا می‌شوند.

💡 از طریق برگزاری جلسات منظم محلی، می‌توان سطح همیاری مجاورتی را بالا برد و مشکلات مشترک محیط زیست را به صورت گروهی حل کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران