ندیم تتوی

لغت نامه دهخدا

ندیم تتوی. [ ن َ م ِ ت َ ت َ ] ( اِخ ) از پارسی گویان سند است و مؤلف مقالات الشعرا این بیت را از او آورده:
قطره ای کز ابر خود را سوی دریا می کشد
چشم آن دارد که یمن سیر گوهر می شود( ؟ ).
رجوع به مقالات الشعراء ص 811 شود.

فرهنگ فارسی

از پارسی گویان سند است و مولف مقالات الشعرا این بیت را از او آورده: قطر های کزا برخود را سوی دریا می کشد چشم آن دارد که یمن سیر گوهر می شود ?

جمله سازی با ندیم تتوی

💡 عشقم ندیم جان شد بی عشق اگر ز جانم روزی دمی برآمد، دارم بر آن ندامت

💡 سعد ندیم (عربی: سعد نديم؛ ۱۷ فوریهٔ ۱۹۲۰ – ۱۱ مارس ۱۹۸۰) کارگردان فیلم مستند اهل مصر بود.

💡 کاش که می‌مردم و ندیمی اینسان بی‌کس و مظلوم و بی‌برادر و یارت

💡 زخشم ارکنی از میانم دو نیم من این کار را دانم از آن ندیم

💡 صبح سر بر زد ز مشرق باده پیش آر ای ندیم یک زمانم بی‌خبر کن تاکی از امید و بیم

💡 بس میر کو ببزم تو اندر ندیم شد بس شاه کو بشهر تو اندر وکیل گشت