لغت نامه دهخدا
لشته ترکان. [ ل ت َ ی ِ ت ُ ] ( اِخ ) فشته ترکان که نام موضعی است. رجوع به تاریخ سیستان حاشیه صص 401- 402 شود.
لشته ترکان. [ ل ت َ ی ِ ت ُ ] ( اِخ ) فشته ترکان که نام موضعی است. رجوع به تاریخ سیستان حاشیه صص 401- 402 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ترکان ز صد مرد ده رسته بود وزآن ده که بد رسته نه خسته بود
💡 به ترکان چنین گفت کهرم که کار همین بودمان رنج در کارزار
💡 ای سرو من ای بر همه خوبان جهان سر ای ماه من ای بر همه ترکان ختن شاه
💡 نیفه ی نافه ی پر چینِ عرقچین تو شد رشکِ ترکان ختایی و بتانِ ختنی
💡 وز آن باره چندی ز ترکان دلیر نگون اندر آمد چو باران به زیر
💡 نباشد جز از کام افراسیاب سر بخت ترکان برآید ز خواب