لغت نامه دهخدا
قنبری بصری. [ قَم ْ ب َ ری ی ِ ب َ ] ( اِخ ) احمدبن بشر. از راویان است. وی از بشربن هلال صداف روایت کند و از او فرزندش بشربن احمد روایت دارد. ( منتهی الارب ) ( از لباب الانساب ).
قنبری بصری. [ قَم ْ ب َ ری ی ِ ب َ ] ( اِخ ) احمدبن بشر. از راویان است. وی از بشربن هلال صداف روایت کند و از او فرزندش بشربن احمد روایت دارد. ( منتهی الارب ) ( از لباب الانساب ).
احمد بن بشر از راویان است وی از بشر بن هلال صداف روایت کند و از او فرزندش بشر بن احمد روایت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابراهیم قنبریمهر (زادهٔ مهر ۱۳۰۷ – درگذشته ۲۱ مرداد ۱۴۰۱) سازندهٔ سازهای موسیقی، مبتکر ایرانی و از شاگردان ابوالحسن صبا، اتیین واتلو و سورن آراکلیان بود. از او با عنوان «پدر سازسازی ایران» یاد شدهاست.
💡 اواخر دههٔ ۲۰ خورشیدی، برخی از شاعران و مترجمان اشعار ترانههای روز اروپایی را «واو به واو» ترجمه میکردند. حمید قنبری و جمشید شیبانی از نخستین کسانی بودند که اشعار ترجمه شده را با همان آهنگ اصلی اجرا کردند. این سبک، پاپ بود ولی ایرانی نبود.
💡 چند ماه بعد از قیام سیاهکل، اسفندیار منفردزاده تصمیم گرفت آهنگی متأثر از آن بسازد. او از شهیار قنبری خواست تا ترانهای دربارهٔ دلگیری غروب جمعه بنویسد. او هم چنین از فرهاد خواست تا این ترانه را بخواند.
💡 عارف به دنبال اجرای ترانههای سادهای بود که برای شنونده ملموس باشد. مانند ترانهٔ «دلم باور نداره» با شعری از شهیار قنبری که اواسط دهه ۴۰ خورشیدی اجرا شد:
💡 اوایل دهه ۵۰ خورشیدی، ترانهسراهای بزرگی مانند شهیار قنبری، اردلان سرفراز و ایرج جنتی عطایی شروع به تغییر دادن مسیر ترانهها نمودند و از ادبیات سنگین فارسی استفاده کردند.