قزان چال

لغت نامه دهخدا

قزانچال. [ ق َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین واقع در 16 هزارگزی باختر آبیک و 6 هزارگزی راه شوسه. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 120 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندرقند. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و جوال بافی است. راه مالرو دارد، و از کاظم آباد میتوان ماشین برد. ساکنین از طایفه مافی هستند و تغییر مکان نمی کنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

جمله سازی با قزان چال

💡 با کدامین قسمت رسوائی شود یارب قرین آن که از طبع جهان آشوب من دارد قزان