قدمگاه ادم

مترادف‌ها

جای پای آدم

لغت نامه دهخدا

( قدمگاه آدم ) قدمگاه آدم. [ ق َدَ هَِ دَ ] ( اِخ ) در سراندیب که اول قدم حضرت آدم علیه السلام بر روی زمین در آنجا رسیده کوهی است در جزیره و به برکت آن قدم کان یاقوت در آنجا پیدا شده.

فرهنگ فارسی

( قدمگاه آدم ) در سراندیب که اول قدم حضرت آدم علیه السلام بر روی زمین در آنجا رسیده کوهی است در جزیره و ببرکت آن قدم کان یاقوت در آنجا پیدا شده.

جمله سازی با قدمگاه ادم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حسن‌آباد قدمگاه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ارسنجان در استان فارس ایران است.

💡 در قدمگاه محبت پا منه بردار دست یا اگر پا می گذاری ترک سر باید نمود

💡 شهر ابرکوه که بر سر راه یزد قرار دارد، منطقه عبور علی بن موسی الرضا بود که در انجا قدمگاهی به وی منسوب است.

💡 و کسی که به حقیقت شنود و قدمگاه محبت دارد حاصل وی از سماع توحید و معرفت باشد.

💡 قدمگاه قدح‌نوشان سرمست است، ازان دایم چراغ لاله در شب‌ها به پای تاک می‌سوزد

💡 و کسی را که به ارادت شنود و قدمگاه محبت دارد حاصل وی از سماع توحید و معرفت باشد.

💡 در برخی روایات و افسانه‌های قدیمی، مکان‌های مختلفی به عنوان قدمگاه ادم شناخته می‌شوند که نشان‌دهنده پیوند عمیق انسان با زمین و آفرینش است.

💡 بازدیدکنندگان از آن مکان تاریخی که به عنوان قدمگاه ادم مشهور است، همواره با حسی از شکوه و عظمت تاریخ بشری و آغاز خلقت روبرو می‌شوند.

💡 بحث درباره قدمگاه ادم در منابع مذهبی و تاریخی، با تامل در چگونگی استقرار اولین انسان بر روی زمین، پیوند میان دین و تاریخ را برقرار می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران