علی حبشی

لغت نامه دهخدا

علی حبشی. [ ع َ ی ِ ح َ ب َ ] ( اِخ ) ابن محمدبن حسین بن عبداﷲ حبشی. ادیب و شاعر و نویسنده. وی در سال 1259 هَ. ق. در شهر قسم از بلاد حضرموت متولد شد و در سیوون و مکه دانش آموخت و در ربیعالثانی سال 1333 هَ. ق. درگذشت. او راست: 1 - الدرر فی اخبار مولد خیرالبشر. 2 - دیوان شعر، در یک مجلد. 3 - الفتوحات الالهیة فی الصلاة علی خیرالبریة. 4 - مجموعه ای از اجازات و سفارشهای او. 5 - مجموعه ای از نوشته های او، در پنج مجلد. ( از معجم المؤلفین بنقل از الاعلام الشرقیه مجاهد ج 3 ص 115. الاعلام زرکلی ج 5 ص 172 ).

فرهنگ فارسی

ابن محمد بن حسین بن عبدالله حبشی ادیب و شاعر و نویسنده وی در سال ۱۲۵۹ قمری در شهر قسم از بلاد حضرموت متولد شد و در سیوون و مکه دانش آموخت و در ربیع الثانی سال ۱۳۳۳ قمری درگذشت

جمله سازی با علی حبشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایدل اگر از مدینه یا از حبشی آن بت نشود یار تو تا گبر نشی

💡 مارا، حبشی خال توگر، دل نرباید زلفین تو یعنی سپه زنگ سلامت

💡 روسیاهم، حبشی گوی من سوخته را وگرم داغ درون نیست، برون دل هست

💡 گمان برد حبشی در حبش‌که چهرهٔ او همی به فر و بها باج‌گیرد از قیصر

💡 دگر ره گفت آن حبشی که آنگاه که بودم در گناه خویش گمراه

💡 داغ حسرت حبشی وار فتد بر رخِ شان بر ختن گر فتد از عکسِ خیالت پرتو