شوم اختری

لغت نامه دهخدا

شوم اختری. [ اَ ت َ ] ( حامص مرکب ) بداختری. بدبختی.

فرهنگ فارسی

بد اختری بد بختی.

جمله سازی با شوم اختری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر زمین چه چفسی نی کوه و آهنی زیر فلک چه باشی نی ابر و اختری

💡 اسم بلند هم به بلند اختری دهد چون روزگار قرعهٔ اسما برافکند

💡 تو گر نیک اختری او را نگه دار جز او هر مرد را کمتر به یاد آر

💡 از مطلع جلال فروزان شد اختری کز چشم خلق داشت نهان چندگه جمال

💡 از بس چمن سلیم برافروخت از بهار هر غنچه ای به شاخ، درخشنده اختری ست

💡 در خیل خادمان درش خسرو فلک فرخنده اختری است که افتد بچاکری