شله بریان. [ ش ُل ْ ل َ / ل ِ ب ِ ] ( اِ مرکب ) نوعی غذا. طرز تهیه آن چنین است: گوشت سینه را با نخود خیس کنند و پوست گیرند و مانند آبگوشت بار کنند. پس از طبخ استخوانهای آنرا کشیده مقداری مساوی گوشت و برنج علاوه کرده مانند دمپخت میپزند. آب آن که تمام شد پیازداغ روی آن داده زیره میپاشند. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. بِ ) (اِمر. ) نوعی غذا. طرز تهیة آن چنین است: گوشت را با نخود خیس کرده و پوست گرفته مانند آبگوشت بار کنند. پس از طبخ استخوان های آن را کشیده، مقداری مساوی گوشت و برنج علاوه کرده مانند دمپخت می پزند. آب آن که تمام شد، پیاز داغ روی آن داده زیره می پا
نوعی غذا طرز تهیه آن چنین است: گوشت سینه را با نخود خیس کرده و پوست گرفته مانند آبگوشت بار می کنند. پس از طبخ استخوان های آنرا کشیده مقدار مساوی گوشت و برنج علاوه کرده مانند دمپخت می پزند. آب آن که تمام شد پیاز داغ روی آن داده زیره می پاشند.
نوعی غذا. طرز تهیة آن چنین است: گوشت را با نخود خیس کرده و پوست گرفته مانند آبگوشت بار کنند. پس از طبخ استخوانهای آن را کشیده، مقداری مساوی گوشت و برنج علاوه کرده مانند دمپخت میپزند. آب آن که تمام شد، پیاز داغ روی آن داده زیره میپاشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم آتش سوزان شو هم پخته و بریان شو هم مست شو و هم می بیهر دو تو گیرا کن
💡 چون بینمکی نتوان خوردن جگر بریان میزن به نمک هر دم بریان جگر ما را
💡 جمال کله بریان به شهر اگر نبود برآید از دل بیچاره جان ز عین فراق
💡 لخت جگر سوخته و سینهٔ بریان پیوسته کباب و مزهٔ خوان سعیداست
💡 اسب تو سیراب و اولاد رسول از عطش بریان وگریان و ملول