فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) (اِمص. ) فریاد زدن، فریاد بُرو بُرو زدن.
( ~. زَ دَ ) (اِمص. ) فریاد زدن، فریاد بُرو بُرو زدن.
فریاد زدن، فریاد بُرو بُرو زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روارو در سپاه افتاد چونان که از باد صبا در ابر نیسان
💡 در روارو فتاد موکب شاه نم به ماهی رسید و گرد به ماه
💡 سر مه به میدان خسرو شدند به چوگان و بازی روارو شدند
💡 سپاه آسمان اندر روارو شب آسوده به سان کام خسرو
💡 ز بس مانده از عضو عضوش خجل فرو رفته پای روارو به گل
💡 روارو برآمد که بگشای راه که آمد نوآیین یکی پیشگاه