لغت نامه دهخدا
خرک خدا. [ خ َ رَ ک ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خر خدا. ترکیبی است که بگاه استهزاء یا تحقیر یا ترحم بکسی اطلاق کنند.
خرک خدا. [ خ َ رَ ک ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خر خدا. ترکیبی است که بگاه استهزاء یا تحقیر یا ترحم بکسی اطلاق کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فواصل پردهها از خرک و شیطانک به این شرح است (طول سیم مرتعش ۶۶ سانتیمتر):
💡 زهره گر در بزم ما یک جو بجنباند خرک گاوش از گردون فرو آریم و قربانش کنیم
💡 تا اسب تنگ بسته بگیر و بمدح میر بگشایم از خرک جرس هجو چنگ چنگ
💡 از افتخارات وی میتوان به کسب مدال نقره پرش از خرک در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۴۸ اشاره کرد.
💡 از افتخارات وی میتوان به کسب مدال برنز پرش از خرک در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۲۴ اشاره کرد.
💡 بزیر بار هجو من خرک ژاژی همی خاید بتیز آورده ام خر را و خارشگاه میخارم