خدعه امیز

لغت نامه دهخدا

( خدعه آمیز ) خدعه آمیز. [ خ ُ ع َ / ع ِ ] ( ن مف مرکب ) آمیخته به خدعه. فریب آمیز. آنچه با مکر است. به حیله آلوده.

فرهنگ فارسی

( خدعه آمیز ) آمیخته به خدعه فریب آمیز

جمله سازی با خدعه امیز

💡 اين مكر و خدعه از جانب آنهاست، با آنها پيكار و مبارزه كنيد تا به امر الهى و حكم اوبرگردند.

💡 ایدون به‌گمانم‌که ز بس خدعه و تلبیس هم مرگ نیابد به تو تا حشر ظفر بر

💡 و از طرفى معاويه پيشنهاد صلح نموده است و قراردادى در ميان گذارده كه ظاهرا به نفعاسلام و مسلمين است گرچه حضرت ميدانست كه پيشنهاد مصالحه بر اساس مكر و خدعه وسياست شيطانى است.

💡 خدايا پس اگر شيطان با خدعه و نيرنگ، مردم را از اطاعت تو باز نمى داشت هيچ كسمرتكب عصيان نمى شد و هم چنين اگر او باطل را در لباس حق نشان نمى داد هيچ انسانى ازراه تو منحرف نمى گشت.

💡 پس هر که به حقیقت امر، جاهل، و از خدعه آن مردود، غافل است به وساوس او فریفته می گردد و سروری و پادشاهی موبد را به متاع خسیس چند روزه دنیا می فروشد، و چه ارزان می فروشد آری:

💡 رخان چو جنت‌و قامت به‌جلوه طاووسش لبان چو کوثر و گیسو به خدعه شیطانش