حوزۀ انتخاباتی

فرهنگستان زبان و ادب

{constituency , election district, electoral district, precinct, ward, riding, electoral division, electoral area, polling district , division} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] یک واحد جغرافیایی انتخاباتی که ساکنان آن به نامزدهای نمایندگی مجلس در همان واحد جغرافیایی انتخاباتی رأی می دهند

جمله سازی با حوزۀ انتخاباتی

💡 حزب دموکرات آزاد آلمان سیاست‌های انتخاباتی خود را پیش از حزب دیگری در ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۵ منتشر کرد. آنان در این برنامه‌ها بر کاهش بیشتر هزینه‌های عمومی و افزایش قدرت چانه‌زنی کارفرمایان با کارگران تأکید کردند.

💡 تقلب انتخاباتی در هر مرحله‌ای ممکن است رخ دهد، اما بیشتر در طول تبلیغات انتخاباتی و شمارش آراء اتفاق می‌افتد. جلوگیری از رأی دادن آزادانه (یا به‌طور کلی رأی دادن) افراد و تغییر نتایج دو شکل اصلی تقلب انتخاباتی است.

💡 نظام انتخاباتی در مالاوی یک نظام انتخاباتی نخست نفری است و رئیس‌جمهور نیز به این شیوه انتخاب می‌شود. کاندیداهایی که اکثریت آرا را به خود اختصاص دهند برنده انتخابات خواهند بود. ۱۹۳ عضو مجلس ملی از طریق همین نظام نخست نفری از هر حوزه انتخاباتی تک به تک انتخاب می‌شوند.