فرهنگستان زبان و ادب
{hot cracking} [خوردگی] ترکخوردگی جوشمان در مرز دانه های فلز جوش براثر جدانشینی اجزای دارای نقطۀ ذوب پایین
{hot cracking} [خوردگی] ترکخوردگی جوشمان در مرز دانه های فلز جوش براثر جدانشینی اجزای دارای نقطۀ ذوب پایین
ترکخوردگی جوشمان در مرز دانههای فلز جوش براثر جدانشینی اجزای دارای نقطۀ ذوب پایین.
💡 داغ جانسوز من از خندهٔ خونین پیداست ای بسا خنده که از گریه، غمانگیزتر است
💡 اگر بتونه احمقانه در آب گرم یا داغ غوطه ور شود، نرم تر می شود و بدینگونه بسیار سریعتر "ذوب می شود". همچنین پس غوطه ور شدن در آب داغ حذف مقادیر کمی از آن از سطوح، سخت تر می شود. پس از گذشت مدت زمانی طولانی، به حالت گرانروی اولیه خود باز می گردد.
💡 این روستا در دهستان گلی داغ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۶ نفر (۵۰خانوار) بودهاست.
💡 این روش نوین جزو زیرشاخههای روزنرانی میباشد که به سه صورت سرد، گرم و داغ انجام میپذیرد.
💡 ز بس داغ دل خود و سوز درون همنشینانم نسوزم بهر خود چندانکه بهر همدمان سوزم
💡 من که صد خونین جگر را داغ میدادم به طرح میکنم دریوزه داغ این زمان از لالهها