تازه اباد سراب

لغت نامه دهخدا

( تازه آباد سرآب ••• ) تازه آباد سرآب قحط. [ زَ دِ س َ ق َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اسفندآباد بخش قروه شهرستان سنندج است که در 24هزارگزی باختر قروه و 7هزارگزی جنوب شوسه سنندج - قروه قرار دارد. جلگه و سردسیر است و 200 تن سکنه دارد، کردی. آب آنجا از چاه. محصول آن غلات، دیم، لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری. صنایع دستی آن قالیچه، جاجیم بافی. راه آن مالرو، تابستان اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

جمله سازی با تازه اباد سراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دور ماه ز سر تازه گشت سال عرب خدای بر تو و بر ملک تو خجسته کناد

💡 منت خدایرا، که نهال ضمیر من از نو بهار حضرت شه، تازه گشت باز

💡 به ثمر بارور از آب دو چشمم شده است قطع پیوند کنم چون من ازان تازه نهال

💡 درخشان چو مهر جهانتاب گشت چو شاخ گل تازه سیراب گشت

💡 هر کجا لَعلِ تو نوشَ افْشانْد چشمِ ما به شُکر در شِکرریزِ جمالت گوهرَ افْشان تازه کرد

💡 هر گلستان روضه فردوس و، رضوانش بهار هر نهال تازه یی، جویی ز آب کوثر است