باران شویی

فرهنگستان زبان و ادب

{rainout/ rain-out} [مهندسی محیط زیست و انرژی] زدوده شدن مواد زاید از هوا در پی بارش باران یا برف

جمله سازی با باران شویی

💡 ساعتی بگریست عاشق زار زار اشک او ریزان چو باران بهار

💡 هرزمانی گوئی که شد کشت امیدم سخت خشک ابر رحمت هست بر سر هین بیا باران بخواه

💡 ز کلکش چنان ریخت نقش شراب که باران نریزد چنان از سحاب

💡 ای ترا بر هر که هست از سروران سرور شدی وی ترا بر هرچه هست از شهر باران شهریار

💡 زمستان و باران و برف و تگرگ نیاید دگر بی جهت سوی مرگ

💡 صدف را آن بود بهتر که گوید که من در عمر خود باران ندیدم