لغت نامه دهخدا
باب الاسباط. [ بُل ْ اَ ] ( اِخ ) و از جانب شمال دو در دیگر است [ بیت المقدس را ] در پهلوی یکدیگرهر یک هفت گز عرض و دوازده گز ارتفاع و این در را باب الاسباط گویند. ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 32 ).
باب الاسباط. [ بُل ْ اَ ] ( اِخ ) و از جانب شمال دو در دیگر است [ بیت المقدس را ] در پهلوی یکدیگرهر یک هفت گز عرض و دوازده گز ارتفاع و این در را باب الاسباط گویند. ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 32 ).
💡 حسين منى و انا من حسين، احب الله من احب حسينا، حسين سبط من الاسباط. يعنى حسين از مناست و من از اويم. خداوند دوستدار او را دوست دارد، حسين سبطى از اسباط است. (786)
💡 حسين منى و انا من حسين احب الله من احب حسينا، حسين سبط من الاسباط(116)
💡 (انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح و النبيين من بعده و اوحينا الى ابراهيم واسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان و آتيناداود زبورا).
💡 حسين منى و اءنا من حسين احب الله من احب حسينا حسين سبط من الاسباط. (23)
💡 ((تكلمها بالشهاد تين حين الولادة و بذكر امير المؤ منين و اولاده الاسباط كاالائمة))