لغت نامه دهخدا
( آدم پیرا ) آدم پیرا. [ دَ ] ( اِخ ) مصوِّر. نامی از نامهای خدای تعالی. || ( نف مرکب ) مرشد کامل و مکمل. ( برهان ).
( آدم پیرا ) آدم پیرا. [ دَ ] ( اِخ ) مصوِّر. نامی از نامهای خدای تعالی. || ( نف مرکب ) مرشد کامل و مکمل. ( برهان ).
( آدم پیرا ) مرشد کامل و مکمل
💡 به خاطر ره مده ساقی، دم افسردهٔ زاهد چمن پیرا مکن ای شاخ گل، باد خزانی را
💡 اندر این باغ ندارم زچمن پیرا چشم من که از داغ غمت لاله خونین جگرم
💡 گفتگو از معنی تحقیق دارد غافلت اندکی خاموش شو تا دل زبان پیرا کند
💡 نیست بی رخصت غبار ما چمن پیرا اسیر جنبش مژگانی از خار سر دیوار یافت
💡 برکف هرجا برو مردم کشی،در شرق و غرب تیغ دادی تا به دست او جهان پیرا شوی
💡 باز می گیرد به زخم سنگ از من یک به یک گر چمن پیرا دو روزی برگ و بارم می دهد