لغت نامه دهخدا
ابوناجح. [ اَ ج ِ ] ( ع اِ مرکب ) درهم. ( المرصع ).
ابوناجح. [ اَ ج ِ ] ( ع اِ مرکب ) درهم. ( المرصع ).
درهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يادآورى نعمت فوايد فراوانى دارد كه يكى از آنها نجات از حسد است؛ زيرا كسى كهنعمت ديگران را مى بيند و خود، عين آن نعمت را ندارد، ممكن است به بيمارى حسد و سپس حقدو كينه و عقبه هاى كئود آن مبتلا گردد، ولى اگر نعمت هاى خداداد خود را يادآور شود كهديگران فاقد آنند چنين تذكرى بسيار ناجح و سودمند خواهد بود. البته اين گونه ازمنافع از بركات جنبى ياد نعمت خداست.
💡 ب: مقصود از ناجح بودن توبه همان تحولى درونى توبه كننده است وگرنه ممكن استجايزه اى كه توسط برخى از شفعيان بهره مشفوع له مى شودمعادل يا گاهى بيشتر از بهره تائب باشد.