لغت نامه دهخدا
کر دادن. [ ک ُ دَ ] ( مص مرکب ) در آب کر تطهیر کردن. شستن متنجسی با آب کر. ( یادداشت مؤلف ).
کر دادن. [ ک ُ دَ ] ( مص مرکب ) در آب کر تطهیر کردن. شستن متنجسی با آب کر. ( یادداشت مؤلف ).
در آب کر تطهیر کردن. شستن متنجسی با آب کر
💡 هنگامیکه حالت طرب و شادمانی وجود دارد از بشکن استفاده میشود. در برخی موارد نیز که موسیقی وجود ندارد برای دادن ریتم از آن استفاده میشود.
💡 اگر چون سنگ تن در جور دادن وگر با نازنینان در ببستن