چقاخور

لغت نامه دهخدا

چقاخور. [ چ َ خ ُ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از محال اربعه اصفهان است ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 251 ). و رجوع به چغاخور شود.

جمله سازی با چقاخور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بِس مگوهین تمبر کلو، بگوهین بهادر / جنگ به زرده کنه، شَوخی به چقاخور

💡 چقاخور - حسینقلی خان ایلخانی قلعة بسیار معتبر و عمارتهای عالی ساخته است.

💡 در حوالیِ چقاخور به چند سیاه‌چادر متعلق به یکی از طوایف بختیاری برخورد کردم.

💡 خوشبختانه صاحب آن مادیان‌ها مرا شناخت و یکی به رسم امانت به من داد تا خود را به چقاخور رسانیدم.

💡 من از این برخورد بسیار ملول و افسرده شدم و با خود گفتم، بهتر است به میان ایل برگردم و نزد عمویم «حاجی ایلخانی» به چقاخور بروم.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز